أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
515
قانون ( فارسى )
و خشكىدهنده را استعمال مىكنيم و اهميتى به گرمى تب نمىدهيم ، زيرا تا علت تب باقى است محال است تب رخت بربندد . پس اگر خشكانيدن به زيان تب هم باشد باز آن را انجام مىدهيم و جز اين چارهاى نيست . سوم - دو نوع بيمارى هستند كه معالجهء يكى از آنها اهميت بيشترى دارد . مثلا تب دائمى از نوع تب سوناخس و فالج هر دو وجود دارند . بايد اول سوناخس را بوسيلهء بالا آوردن و خونگيرى معالجه كنيم . تا اين كار را انجام ندادهايم به فالج نمىپردازيم . اما اگر بيمارى و عارضه باهم گرد آيند نخست به چارهء مرض مىپردازيم ، مگر در صورتى كه روى آورد ( عارضه ) چيرگى داشته باشد . در اين حالت خونگيرى مىكنيم تا روى آورد از بين برود و اهميتى به بيمارى نمىدهيم ، مثلا اگر درد قولنج شدت زياد پيدا مىكند به بيمار مواد مخدر مىدهيم ، با اينكه مادهء مخدر براى قولنج خوب نيست . ممكن است خونگيرى جهت از بين بردن عارضه را به سبب ناتوانى معده يا بسبب اسهالى كه قبلا روى داده است يا بسبب دل بهم خوردن آنى بتاخير بياندازيم ، يا اينكه ممكن است خون بگيريم ولى سبب را به كلى قطع نكنيم ، همچنانكه در حالت ترنجيدن نمىخواهيم همهء خلط را پراكنده سازيم ، بلكه كمى از آن را باقى مىگذاريم تا حركت ترنجيدگى آن را بگدازد و ترنجيدگى بر اثر رطوبت غريزى تحليل نرود . بگذار به گفتارمان در همين اندازه در دستورات عمومى حرفهء طب كفايت كنيم و بخواست خدا كتاب خود را دربارهء « ادويه مفرده » تاليف نمائيم . كتاب اول قانون كه درباره كليات است خاتمه يافت . درود خدا بر سرور و پيامبر ما محمد و تبارش باد .